تصویرِ چشمانِ تو در یک صبحِ زود در هُرمِ یک ظهرِ تابستان در کرختیِ یک عصر اردیبهشتی و در یک نیمهشبِ سردِ زمستانی به جانِ من خنده میریزد؛ ما در خیابانی پُر درخت سالهای جوانی خود را به هم لبخند زدهایم ...